تبلیغات
زاویه دید یک جوان - پابوس آقای نینوایی‌ام
 
زاویه دید یک جوان
 
 

ای باخبر ز سوز دل، نینوایی ام
احضار کن مرا که کنی کربلائی ام


محتاج یک دعای قنوت شب توام
تا کی به وصل، عقده و اهل جدائی ام


ای در دلم نشسته مکن ترک خانه را
من بی حضور تو پر از خودستائی ام


بی تو چگونه یاری دین خدا کنم؟
برگرد ای مسافر زهرا، فدائی ام......







ای پابوس آقای نینوایی‌ام
ترا قسم به حرمت تسبیح آن اشک‌دانه‌های دم سحر،
مرا به زیر گنبد آقا از یاد مبر....









نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 29 خرداد 1392 :: توسط : حامد
درباره وبلاگ
خدایا اومدم درمانده، وامانده، از اینجا رانده از آنجا مانده، خسته از عالم و آدم، درحالیکه جز، های های گریه هیچ به همراه ندارم، نه توشه ای برای خود، نه تحفه ای در خور تو، نه توانی در جسم و نه قوتی در روح....
درمانده درمانده درمانده، در راه مانده، نه توان رفتن دارم و نه راهی برای برگشتن...
و من دیگر توان ندارم...
خدایا پناهم ده با خوابی، آرامشی، شاید ابدی، شاید لحظه ای...
فقط آنچه خود می دانی و من نادانم. ...
و البته ناتوان....
و بی طاقت....
خدایا مددی، مددی، مددی.........

مدیر وبلاگ: حامد
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو