تبلیغات
زاویه دید یک جوان - توهین میلاد لارستان
 
زاویه دید یک جوان
 
 

امروز رفته بودم جایی داشتم برای خودم چند روزنامه رو ورق میزدم و تیتر‌ها رو یكی یكی مرور میكردم كه چشمم افتاد به روزنامه میلاد لارستان (شماره 616 و به صاحب امتیازی آقای ابوالحسن مویدی) و شعری به اسم «دیار مظلوم» كه در این روزنامه چاپ شده بود.
بر خودم لازم دیدم چند نكته‌ای رو پیرامون این شعر عرض كنم.
اینكه روزنامه میلاد لارستان چند مدتیست تهمت و افترا‌های ناحقی رو به مردم و مسئولین گراش نسبت میدهد موضوعیست كه پیش از ْآنكه تأثیر مثبتی بر حال و روز منظقه داشته باشد، صرفاً آماتور و غیر منطقی بودن مسئولین این روزنامه را در امر اطلاع رسانی  به وضوح بیان میكند. همه مردم منطقه بعد از جریان ارتقا گراش به شهرستان شاهد و ناظر صورت واقعی مسئولین لاری در قبال دیگر بخشها بودند. اكثر مسئولین لاری در این مدت اخیر چنان تنگ نظر شده‌اند كه  نتیجه‌ی این همه  بداخلاقی‌های سیاسی جدا شدن بخش‌های دیگری از لار می‌باشد كه این مسئله را قریب الوقوع همه ما خواهیم دید. در این مدت، ‌نظام، دولت و حتی با وقاحت تمام رهبری و ولایت فقیه را نیز چنان به باد توهین و افترا بسته‌اند كه همه ما را به شك وا می‌دارند كه مگر ارتزاق لاریها از كجاست كه اینگونه به مسئولین كشور كه تا كنون اكثر خواسته‌هایشان را براورده كرده است،‌حمله ور می‌شوند؟
مگر می‌شود خود را تابع نظام و ولایت فقیه بدانید و در مقابل اینهمه دروغ و شایعه و تهمت را  به مسئولین نظام روا بدارید؟
و اما آقای جهانگیری شاعر محترم
بهتر بود جنابعالی منهای تمام مباحث مطروحه در این مدت اخیر و فارغ از جوی كه این روز‌ها بر منطقه می‌گذشت، می‌نشستید و هنر شاعری خود را در زمینه‌های دیگری بروز‌ می‌دادید تا بدین ترتیب مجبور نشید در یك روز‌نامه ای‌ كه از دید همشهریان خودتان می‌گذرد، این همه گاف بدهید و آخر سر هم خودتان نفهمید چه سروده‌اید؟؟؟!!!
در این شعر طبق روال تمام مسئولین لاری ایتدا به ساكن دولت را عدالت محور ،‌ نظام را الهی و رهبر را هوشیار خطاب كرده‌اید. اما بلافاصله در یك تضاد كاملا آشكار تمامی این سه ركن را به گرفتن پول و رشوه متهم كردید.
اینكه این روزها شما برای رسیدن به اهدافتان حتی حاضرید از اسلام هم خرج كنید بر كسی پوشیده نیست، اما سخن ما اینست شما كه خود را خبره سیاست می‌دانید بهتر نبود سخنانی كه مطرح میكنید، خطبه‌های كه ایراد می‌كنید ، تیتر‌هایی كه چاپ می‌كنید و .... را به گونه‌ای تدوین و تنظیم كنید كه لا‌اقل خودتان بعد از چند روز كه بر‌می‌گردید و این مطالب را مرور می‌كنید به خودتان نخندید و یا اگر وجدانی در كار باشد نگریید.
آقای جهانگیری مگر می‌شود یك نظام الهی و اسلامی با رشوه كارش جلو برود؟
اینقدر در این مدت نوشته‌های شما و امثال شما غیر منطقی و بدون استدلال بیان شد كه مردم در تفسیر نوشته‌های شماها‌ كار سختی پیش رو ندارند. همه می‌دانند نوشته‌های شما خالی از حقیقت و بر پایه احساساتیست كه ماهیت درونی شما را بروز می‌دهد.
منطق شما، همان منطق زورگویی،‌دروغ ،‌افترا‌ و ... است كه سالیان دراز است كه آن را در بیغوله‌ها دفن كرده‌اند. تازه شما آن را استراتژی خود قرار داده‌اید؟
این را بفهمید و بدانید تمامی بخش‌های تابعه شما ، لار را بزرگ خود می‌دانستند اما شما برای آنها چه كردید؟
در پایان فقط كمی به خودم جرأت می‌دهم و به شما پیشنهاد می‌كنم اسم شعرتان را اسمی بگذارید درخور لار و مسئولین لاری،‌چون این اسم به هیچ عنوان برازنده نیست. پیشنهاد من این است كه كافیست جای ظالم و مظلوم را عجالتاً عوض كنید.






    




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : چهارشنبه 30 تیر 1389 :: توسط : حامد
درباره وبلاگ
خدایا اومدم درمانده، وامانده، از اینجا رانده از آنجا مانده، خسته از عالم و آدم، درحالیکه جز، های های گریه هیچ به همراه ندارم، نه توشه ای برای خود، نه تحفه ای در خور تو، نه توانی در جسم و نه قوتی در روح....
درمانده درمانده درمانده، در راه مانده، نه توان رفتن دارم و نه راهی برای برگشتن...
و من دیگر توان ندارم...
خدایا پناهم ده با خوابی، آرامشی، شاید ابدی، شاید لحظه ای...
فقط آنچه خود می دانی و من نادانم. ...
و البته ناتوان....
و بی طاقت....
خدایا مددی، مددی، مددی.........

مدیر وبلاگ: حامد
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو