تبلیغات
زاویه دید یک جوان - دوستانم
 
زاویه دید یک جوان
 
 

دوستانی دارم که آرامش زندگیشان را بالاترین تحفه برای خودم می دانم.

اما امشب، برای یکی از آنها تلخ می گذرد، چند شب پیش یکی دیگر دلم را سخت فشرد.

فقط برایشان آرزویی ساده دارم.

خدا یاورشان باشد.

توقع دارم مرا ببیند و صدایم را بشنود.


خداوندا....
اگر آبرویی مانده، اجابتم کن.




نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 23 مهر 1390 :: توسط : حامد
درباره وبلاگ
خدایا اومدم درمانده، وامانده، از اینجا رانده از آنجا مانده، خسته از عالم و آدم، درحالیکه جز، های های گریه هیچ به همراه ندارم، نه توشه ای برای خود، نه تحفه ای در خور تو، نه توانی در جسم و نه قوتی در روح....
درمانده درمانده درمانده، در راه مانده، نه توان رفتن دارم و نه راهی برای برگشتن...
و من دیگر توان ندارم...
خدایا پناهم ده با خوابی، آرامشی، شاید ابدی، شاید لحظه ای...
فقط آنچه خود می دانی و من نادانم. ...
و البته ناتوان....
و بی طاقت....
خدایا مددی، مددی، مددی.........

مدیر وبلاگ: حامد
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو