تبلیغات
زاویه دید یک جوان - قسمت
 
زاویه دید یک جوان
 
 

این روزها دل سپرده ام به قضا و قدر های فانتزی ذهنم.
هر اتفاقی که در این چند روز برام افتاد رو به پای « قسمت » گذاشتم.
حالا دارم بررسی میکنم ببینم توی این دایره « قسمت »،
موقعیت
« نقطه پرگار » کجاست.
در هر حال لطف هر چه خدایم بیاندیشد و حکم هر چه بفرماید، گردنم از مو باریک تر است.

پ . ن :
امشب لیله الرغائب است.
« قسمت » رو امشب،  بهتر تقسیم میکنند.


التماس دعا








نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 19 خرداد 1390 :: توسط : حامد
درباره وبلاگ
خدایا اومدم درمانده، وامانده، از اینجا رانده از آنجا مانده، خسته از عالم و آدم، درحالیکه جز، های های گریه هیچ به همراه ندارم، نه توشه ای برای خود، نه تحفه ای در خور تو، نه توانی در جسم و نه قوتی در روح....
درمانده درمانده درمانده، در راه مانده، نه توان رفتن دارم و نه راهی برای برگشتن...
و من دیگر توان ندارم...
خدایا پناهم ده با خوابی، آرامشی، شاید ابدی، شاید لحظه ای...
فقط آنچه خود می دانی و من نادانم. ...
و البته ناتوان....
و بی طاقت....
خدایا مددی، مددی، مددی.........

مدیر وبلاگ: حامد
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو