تبلیغات
زاویه دید یک جوان - صداقت
 
زاویه دید یک جوان
 
 

از همیشه ایی که ذهنم به یاد می آورد، صداقت در کلام را دوست داشته ام و آن را برگ برنده می دانم.
سعی کرده ام از نقیض این ارزش، به شدت متنفر باشم.

غرور بی هویتش، عجیب، صداقت گفتارش را به زاویه برده بود.
خودش که متوجه نیست. باید عقل و شعورش را کمی صیقل بدهم.
عهد کرده ام زیر تیغ منطق، گردن خود بینی اش را از قفا بزنم.


( حتی اگر او یکی از عزیزترین دوستانم باشد)

خدایا مددی





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : شنبه 17 اردیبهشت 1390 :: توسط : حامد
درباره وبلاگ
خدایا اومدم درمانده، وامانده، از اینجا رانده از آنجا مانده، خسته از عالم و آدم، درحالیکه جز، های های گریه هیچ به همراه ندارم، نه توشه ای برای خود، نه تحفه ای در خور تو، نه توانی در جسم و نه قوتی در روح....
درمانده درمانده درمانده، در راه مانده، نه توان رفتن دارم و نه راهی برای برگشتن...
و من دیگر توان ندارم...
خدایا پناهم ده با خوابی، آرامشی، شاید ابدی، شاید لحظه ای...
فقط آنچه خود می دانی و من نادانم. ...
و البته ناتوان....
و بی طاقت....
خدایا مددی، مددی، مددی.........

مدیر وبلاگ: حامد
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو