تبلیغات
زاویه دید یک جوان - ماه دوازدهم
 
زاویه دید یک جوان
 
 

همیشه این ماه دوازدهم رو به خاطر خیلی از مواردی که هنوز نمیدانم عمومیت دارد یا نه دوست داشته ام.
     
      عروج زمستان  به سوی بهار....
      نگاه بر کارنامه یکساله و گزینش خوبیهایش برای تدارک خوشبختی های سال بعد ....
      گرد آمدن حول دایره محبت و بزرگی نسبت به هم.....

 به این چند صبای مانده به آخر سال، هر سال ، به بلندای چند سال وابستگی دارم.


راستی چرا این چند روز آخر سال قبور شهدا جاذبه بیشتری دارند؟

 





نوع مطلب :
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 3 اسفند 1389 :: توسط : حامد
درباره وبلاگ
خدایا اومدم درمانده، وامانده، از اینجا رانده از آنجا مانده، خسته از عالم و آدم، درحالیکه جز، های های گریه هیچ به همراه ندارم، نه توشه ای برای خود، نه تحفه ای در خور تو، نه توانی در جسم و نه قوتی در روح....
درمانده درمانده درمانده، در راه مانده، نه توان رفتن دارم و نه راهی برای برگشتن...
و من دیگر توان ندارم...
خدایا پناهم ده با خوابی، آرامشی، شاید ابدی، شاید لحظه ای...
فقط آنچه خود می دانی و من نادانم. ...
و البته ناتوان....
و بی طاقت....
خدایا مددی، مددی، مددی.........

مدیر وبلاگ: حامد
منوی اصلی
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو